07
چرا ما آدم ها قدر همیدیگرو نمیدونیم و زمانی که از هم دور میشیم یادمون میفته چقدر همدیگرو دوست داریم!
هیچ وقت فکر نمیکردم اینقدر دلم برای بابام تنگ بشه!
حدود 3هفته است که ندیدمش.
همیشه تصور میکردم دوری بابام نباید برام سخت باشه.
همیشه فکر میکردم نمیتونم 1روزم از مامانم دور باشم ولی اگه یک ماه از بابام دور باشم واسم زیاد فرقی نمیکنه.
اما حالا میفهمم اشتباه کردم.
اونقدر دلم برای بابام تنگ شده که تا یه لحظه بهش فکر میکنم اشکام سرازیر میشه.
توی این مدت فهمیدم چقدر بابام رو دوست دارم.چقدر برام مهمه.چقدر برام قابل احترامه.
تازه یادم افتاده بهش فکر کنم.
تازه فهمیدم چقدر بابام با باباهای دیگه فرق داره.چقدر ویژگی های خوب داره.
تاره فهمیدم اون واقعا یکی از بهترین باباهای دنیاست.
خدایا...
چرا همیشه شرمنده ایم!چرا فقط وقتی دور میشیم دلمون برای هم تنگ میشه.کنار هم زندگی میکنیم و همدیگرو نمیبینیم.
از هم دور میشیم و تازه مفهمیم چقدر همدیگرو دوست داریم اما فایده نداره.
بی صبرانه منتظرم بابام برگرده.
خدایا...
کمکم کن یادم نره چقدر دوستش دارم.
خدایا...
منو ببخش که به داشته هام عادت میکنم و نمیبینمشون و یادم میره شکرت کنم.
خدایادوستت دارم...